اهورا...

شاه کلیدツ

شاه کلیدツ

اهورا:
ماانسانهاهمه به انتظارمرگ نشسته ایم
فقط زندگی میکنیم که سرگرم باشیم

***INSTAGRAM ***

AHOORA.BLOG.IR

منم آن طفلک سرمازده:)

سه شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۲۱ ق.ظ

۹۴/۰۴/۳۰
اهورا ...

نظرات  (۲۳)

۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۰:۲۵ کیکاووس ضیغمی
با یک بغل ترانه ودلی دیوانه
به سراغ خاطرات پاک تو میآید
درود بر شما دوست بزرگوار ..شما بسیار لطیف و موزون شعر نیمائی میسرائید
من اصلاً قادر نیستم شعر نو بگم بیشتر افکارم غرق در اشعار کهن است که متاسفانه
این روزها چندان طرفدار ندارد ..ولی من نمیتوانم جلوی احساسم را بگیرم و آنها را
ننویسم .....این نوشتنها کمی مرا تسکین میدهد ودوستانی چون شما مرا تشویق
به نوشتن ....پیروز باشید
پاسخ:
ممنون بله بنده شعر هم میگم ولی اینجازیاد ازشون استفاده نمی کنم
این شعر هم برای من نیست
هر نوع سبک شعری طرفداران خاص خودش رو داره به نظر من شعر هایی که در قالب های کهن وسنتی سروده میشن زیبا تر وارزشمند تر هستن
به دلیل اینکه ذهن انسان رودرگیر زیبایی های ادبی خودش میکنه ولی در شعر های نیمایی ونو از لحاظ استفاده کردن از زیبایی های ادبی دست وبال آدم بسته هستش
تشکر از لطف حضورتون دوست بزرگوار من
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۰:۵۱ مداد کوچک
باد را چه کنم ؛ سوز برف یک طرف
باد را چه کنم
گیر داده دامانم را
گیر داده موهایم را
گیر داده زندگی ام را ..........
هر چه بادا باد

مغز مداد

اهوراگرافی چه سوزی داشت ؛ سردمان شُد ......
خاصّه وقتی که هوا گرم است خیلی می چَسبَد .

سپاس از انتخابَش .
پاسخ:
چه خوب که مقبول افتاد
سپاس از لطف حضورتون
چه قشنگ :)
پاسخ:
ممنون:)
چه خوب که خوشتون اومد
آخی طفلکِ یخ زده ;)
پاسخ:
خخخخ
:)
:)
تو این گرما یخ زده

ههههه....خیلی بانمکه.شعر مال کیه؟
راستی، سلام دوستم.سیل نبردتون که...؟؟!
پاسخ:
سلام
شعر برای خانم مریم علیخانیه
نه بابا ما از این شانسا نداریم:)
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۹:۰۸ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
آن ترک پری چهره ک دوش از بر ما رفت
فردای همان روز خبرداد که لر بود!!

یهوییی یاد این بیت افتادم از سعید بیابانکی
بعدشم کمر ریا بشکنه شعر هم که میگید!!
پاسخ:
اگ اهل ریا بودم تواین دوساله
وبلاگ رو پراز شعرای خودم میکردم خانم
شما دیگ چرا؟!
مرسی بابت روحیه....من چی بگم؟
پاسخ:
:)
راستی شما کنکوری بودین؟
هر زمان فالی گرفتم "غم مخور" آمد، ولی

این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد



محمد شیخی
۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۰:۴۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
تا حالا کی بهتون روحیه داده؟
کی تشویق کرده؟
کی مسخره کرده؟؟که باعث پیشرفت بشه خب معلوم من
اینم ک گفتم من باب نمک وب بود
وگرنه منو چ به اینا
:-)
پاسخ:
اون بخش مسخره کردن رو قطعا شما
اصلا رودست ندارید تو این زمینه...
:)
۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۱:۰۲ چکامه کـردنژاد
دیوارهای شهر من
همیشه، لااقل یک کلیه برای فروش دارند..
دیوارهایی که بورس بخت های برگشته ای اند
که شاخصش درد است و مدام در نوسان..

رشد شاخص بورس دردهای بهادار شهر من
رابطه مستقیم با مثبت و منفی خون ندارد
بلکه همبستگی معکوس دارد
با تحقق رویاهای یک نسل..

همان نسلی که _ بدون اطلاع ما _ با هم قرار گذاشته بودند
تا از آن به بعد
اتوبوس را مجانی سوار شوند
و قرار بود که ماه به ماه
از نیامدن قبض های آب و برق و گاز
حوصله شان سر رود
که چرا بهانه ای ندارند برای رفتن به بانک..

حالا تمام آن بهانه ها
بر روی بالش
ماتم می شود در تیک تاک دقیقه ها
تا هشت صبح فردا
که هر چه پهلو به پهلو غلت می خورند
بیشتر به اضافه بودن کلیه ها در پهلوی خود پی می برند..

دیوار خانه های این شهر
همه خائن اند به صاحب خانه شان
که فقر او را هوار می کشند
و راز سرخی صورتی را فاش می کنند
که تازه جای سیلی را فراموش کرده است..

مرد دردهایش را به در می گوید
و دیوار ها چه خوب می شنوند..

همان دیوارهایی که در روزگاری
دموکراتیک ترین صورت اعتراض بودند
و از آرمان های زن و مرد خانه ای می گفتند
که قرار بود با همسایه هاشان
دنیای ما را هم حتی عوض کنند..

پدرانی که بر روی دیوارها
آنقدر از مرگ ها و مرگباد ها و زنده باد ها
برای فرزندانشان یادگار نوشتند
که ما همه شان را از بر شدیم و
حالا مرگ و زندگی را بر روی دیوارها
معامله می کنیم....
۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۵ چکامه کـردنژاد
شاعرها

به همین آسانی یتیم می شوند

ماه بانوی قصه شان که برود، از حرف زدن می افتند..
پاسخ:
چه زیبا....
ممنون از لطف حضورت
۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۹ چکامه کـردنژاد
سر بهانه های مان که درد گرفت

یادمان بیاید که هر کس را باید به اندازه خودش دید

نه انتـــــظاراتی که در باور ما خاک می خورند..
پاسخ:
آفرین
کاملا
۳۱ تیر ۹۴ ، ۰۵:۱۱ یک خبرنگار ...
سلام ،
حالا من که خیلی از شعر سر در نمیارم ...
اما زیبا بود ...

مثل این :
" من دختر شیرین سخن دوره ی قاجار ...
تو پست مدرنی و مضامین دل آزار " ...
از زهرا اقبالی ...
پاسخ:
سلام
ممنون از گرمای حضورتون
سرمای رفتن تو
پاسخ:
...

سلام عالی بود
واقعا ترکیب عکس و شعر بی نظیره ....
پاسخ:
سلاممم
ممنون
چشماتون زیبابیه
آره و از بابت گرفتن نتایج دقیقا حال کسی رو دارم که خونه شو و همه چیزشو سیل با خودش برده.
امید که برای بقیه اینجوری نبوده باشه.
تهران خوبه؟ امیدی به زندگی توش هست؟؟!
سلام
زیبا بود
آدم وقتی سردش میشه حتی فکر گرما هم بهش آرامش میده و بالعکس...
موفق باشید
پاسخ:
سلام
چی بگم...
پس نظر من کو:-(
پاسخ:

کووووو؟؟؟؟؟

۰۲ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۴ یک خبرنگار ...
" افق تاریک ...
دنیا تـنگ ...
نومیدی توان فرساست ...
ولی ره سپردن در سیاهی رو به سوی روشنی زیباست "...
سلام
عشق شیریست قوی پنچه که میگوید فاش
هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۹ دانشجوی کلاس اول دبستان
سلام

این شعر شامل یزدی ها هم می شود
پاسخ:
سلام امپراطور
سلطان
سرور
مزین فرمودین
زیبا بود

التماس دعا
پاسخ:
تشکر
محتاجیم به دعا
چه خوشگل.احسنت
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">